تبليغاتX
مــــاه مــــــــــهمانـــی خــــــــدا

مــــاه مــــــــــهمانـــی خــــــــدا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن ...

ماه مهمانی خدا در راه است.

 

 

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد

عشق و طرف و باده به وقت سحر افتاد
 
افطار به مى كرد برم پير خرابات
 
گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
 
با باده، وضو گير كه در مذهب رندان
 
در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد

 

 

 

خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است،

كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است،

يعنى كسى كه روزه مى‏ گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و

آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد،

 در عين حال امساك مى‏ نمايد،

 جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد،

 و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏ فرمايد:

 

 

 

فلسفه و حكمت روزه

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است،

 روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها

كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

مركز بيماريها معده است

پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء،

 و الحمئة راس كل دواء»معده مركز و خانه هر دردى است،

 و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى)

 اساس و راس هرداروى شفابخش است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 11:29  توسط شروین ناظر  | 

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط

 

 ( بسم الله الرحمن الرحیم  )  

 

                                               rajabali.jpg

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط ( علیه الرحمه)

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در دیداری كه با حضرت آیة الله سید محمدهادی میلانی داشت؛

 تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:

«در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان،

 دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم:

 «رجبعلی! خدا می‌تواند تو را خیلی امتحان كند، بیا یك بار تو خدا را امتحان كن!

 و از این حرام آماده و لذتبخش به خاطر خدا صرف نظر كن.»

 سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترك می‌كنم،

تو هم مرا برای خودت تربیت كن.»

آنگاه دلیرانه، همچون حضرت یوسف (علیه السلام)

 در برابر گناه مقاومت می‌كند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می‌ورزد

 و به سرعت از دام خطر می‌گریزد.

این كف نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او می‌گردد.

 دیده برزخی او باز می‌شود و آن چه را كه دیگران نمی‌دیدند و نمی‌شنیدند،

 می‌بیند و می‌شنود. به طوری كه چون از خانه خود بیرون می‌آید،

 بعضی از افراد را به ‌صورت واقعی خود می‌بیند و برخی اسرار برای او كشف می‌شود.

از جناب شیخ نقل شده‌است كه فرمود:

«روزی از چهار راه "مولوی" و از مسیر خیابان "سیروس" به چهار راه "گلوبندك"

 رفتم و برگشتم، فقط یك چهره آدم دیدم! »

مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است،

 گاهی به مناسبتی بدان اشاره‌ای می‌کرد و می‌فرمود:«من استاد نداشتم،

 ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می‌کنم و از آن چشم می‌پوشم،

 تو هم مرا برای خودت درست کن.»

 « منبع: کیمیای محبت، حجة الاسلام محمدی ری شهری .»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 2:23  توسط شروین ناظر  | 

هشت بهشت...

 

 

بهشتها در هشت طبقه ساخته شده

که هر طبقه‏اى براى جمعى از بندگان خدا است.


طبقه‏ى اوّل، بهشت نعیم است.
طبقه‏ى دوّم بهشت خلد است.
طبقه‏ى سوّم بهشت قرار است.
طبقه‏ى چهارم بهشت عدن است.
طبقه‏ى پنجم جنّه‏المأوى است.
طبقه‏ى ششم بهشت فردوس است.
طبقه‏ى هفتم دارالسلام است.
طبقه‏ى هشتم دارالنور است.


فاصله‏ى بین طبقات بهشت مانند مدارهاى کهکشانها بسیار دور است ولى چون روح انسان بر بدن به خاطر تزکیه و کمالات روحى، تسلّط زیادى دارد سرعت روح و بدن انسان از سرعت نور بیشتر است.
به دور هر بهشتى دیوارى کشیده شده که یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت است و به جاى گِل در میان آنها مشک و زعفران خوشبو به کار برده شده است و حفاظهایى که روى دیوارها زده شده کنگره کنگره است و از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است.
و هر بهشتى که به یک نفر داده مى‏شود بزرگتر از زمین و آسمانهاى ما است و به پست‏ترین اهل بهشت آن قدر داده مى‏شود که اگر بخواهد جنّ و انس را در منزل خود اطعام کند مى‏تواند. و در هر طبقه باغها و بهشتهاى زیادى به تعداد بهشتیان وجود دارد مثلاً بهشت عدن مخصوص پیغمبر اکرم و ائمّه‏ى اطهار علیهم‏السلام و فرزندان آنها که تا روز قیامت به دنیا مى‏آیند مى‏باشد که به هر نفر از آنها یکى از این بهشتها را در طبقه‏ى عدن که طبقه‏ى چهارم بهشت است داده مى‏شود.
بهشتیان از راه طولانى که بین دنیا و بهشت است وقتى به درهاى بهشت مى‏رسند و چون قبلاً در قیامت بوده و خسته و تشنه و بسیار گرسنه بوده‏اند جلوى درِ هر طبقه‏اى از بهشت حوض آب بسیار لذیذ و شیرین و سرد و گوارایى دیده مى‏شود که على بن ابیطالب و یازده فرزندش علیهم‏السلام به اصحابشان با جامى که در دستشان هست به استقبال آنها مى‏آیند و آنها را از تشنگى و گرسنگى و خستگى نجات مى‏دهند و چون مردم قیامت به تدریج به سوى بهشت مى‏روند همه‏ى بهشتیان که در زمانهاى مختلف در دنیا بوده‏اند و پیرو هر یک از ائمّه و یا انبیاء گذشته بوده و صالح و مؤمن به آن پیامبران بوده‏اند از دست همان پیامبران و ائمّه‏ى اطهار علیهم‏السلام بخصوص حضرت بقیّه‏اللّه (ارواحنا فداه) سیراب مى‏گردند.
این آب همان آب حیاتى است که بعد از آن دیگر اهل بهشت تشنگى پیدا نمى‏کنند این همان آب کوثرى است که وقتى انسان مى‏آشامد در روحش تأثیر شناخت حقایق اشیاء را مى‏گذارد. صاحب این حوض پیغمبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است و دارنده و نگهبان این حوض حضرت فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلاماست و ساقى این حوض على بن ابیطالب و یازده فرزند معصوم آن حضرت است هر یک از درهاى بهشت مخصوص جمعیّت خاصّى است که باید از آن در وارد شوند تا به همان طبقه‏اى که مخصوص آنها است بروند.

جنات فردوس: شاید بهترین بهشت‏ها باشد، لذا از پیامبر(ص) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت می‏کنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهرهای بهشتی از فردوس سرچشمه می‏گیرد.
در حدیث دیگر از امیر المؤمنین (ع) آمده است: برای هر چیز محل اعلائی است و اعلای بهشت، بهشت فردوس است که برای محمد و آل محمد(ص) است.
نهر بزرگى در میان بهشتها و زیر درختان آنها جارى است که اسم آن جنّه‏المأوى است و بهشت عدن مانند جزیره در وسط آن نهر واقع شده که وقتى این نهر به جنّت عدن مى‏رسد به دو بخش تقسیم مى‏گردد و از این آبراه بهشتیان بوسیله‏ى کشتیهایى که از یاقوت ساخته شده به بهشتهاى خود مى‏روند.
در ضمن بهشتیان همه‏ى بهشتها را با سیاحت و تفریح مى‏بینند و از آنها عبور مى‏نمایند تا به مقصد مى‏رسند.
بعضى از بهشتیان ترجیح مى‏دهند که در بهشت عدن کنار پیامبر و آل او باشند و بعضى از اعمال در دنیا هست که انسان را به این نتیجه مى‏رساند.
درخت طوبى که ریشه‏اش در بهشت عدن در خانه‏ى پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است به قدرى پر میوه و بزرگ است که در تمام خانه‏هاى بهشتیان شاخه‏اى از آن رفته و هر کس هر میوه‏اى بخواهد از آن درخت به دست مى‏آورد خرماهاى بهشت بسیار شیرین و نرم و درشت و بى‏دانه است. وقتى بهشتیان به میوه‏اى میل پیدا مى‏کنند بدون آنکه به زحمت بیفتند و همان گونه که تکیه داده‏اند به دهان آنها گذاشته مى‏شود.
وقتى بهشتیان غذاى گوشتى بخواهند بخورند همان گونه که تکیه کرده‏اند مرغان سفیدى از هوا پایین مى‏آیند و بریان مى‏شوند و بهشتیان مى‏خورند.
و این غذاها به قدرى پاک و لطیف است که اهل بهشت بول و غائط ندارند و بلکه فقط به صورت عرق مازاد آن از بدن خارج مى‏شود.
در بهشتها قصرهایى است که از طلا و نقره ساخته شده و ملاط آن از مشک و زعفران و سنگریزه‏ى آن از لؤلؤ و یاقوت است و براى هر نفر که روى یک بلندى و منظره خوبى که از یاقوت ساخته شده هفتاد هزار قصر که در هر قصرى هفتاد هزار اتاق است و اکثر آنها داخلش از بیرون دیده مى‏شود و از زیر همه‏ى قصرها نهرهایى جارى است که هر کدام داراى نوشیدنى مخصوص و لذّت‏بخش و آن نهرها و قصرها بسیار خوش منظره است.
در میان نهرها که از زیر قصرها عبود مى‏کند آبهاى صاف و پاکیزه که بدبو نشده است عبور مى‏نماید در کنار این نهرها، نهرهاى دیگرى از شیر که طعمآن تغییر نمى‏کند و نهرهایى از شراب که لذّت‏بخش براى آشامندگان و نهرهایى از عسل مصفّا است که بر روى زمین بهشت بدون آنکه قناتى زده باشند که از برف سفیدتر و از کره نرمتر است اگر بهشتیها هر نهرى را به هر طرف که بخواهند مى‏توانند آنها را به آن طرف روانه کنند بلکه تنها کافى است خطّى به روى زمین بکشند تا نهر به همان طرف برود. و مرتّب به آنها گفته مى‏شود بخورید و بیاشامید گوارایتان باد.
و در کنار این نهرها انواع درختان میوه وجود دارد که میوه‏ى رسیده‏ى قابل خوردنش همیشگى است.
بهشتیان وارد قصرها مى‏شوند روى تختها با همسرانشان مقابل یکدیگر قرار مى‏گیرند و تکیه به پشتیهاى نرم مى‏زنند و پسرانى که در خوشرویى و زیبایى بى‏نظیرند و تعدادشان زیاد است و در دست هر یک از آنها جامى از شراب است به دور تختها مى‏چرخند و به بهشتیها شراب طهور مى‏دهند.
وقتى به درختان بهشت باد مى‏وزد که این نسیم دائمى است از برگهاى آن صداى غنا و موسیقى عجیبى بلند مى‏شود که هیچ کس بهتر از آن صدا نشنیده است.
غلمانها و حورالعین‏ها آوازه‏خوانى مى‏کنند که مانند آن صدایى در دنیا وجود ندارد.
براى بهشتیان همسرانى است که تنها به همسرانشان چشم دوخته‏اند و جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند و همه هم‏سنّ و سالند.
آنها سیاه‏چشم و بدنشان مانند مروارید است آنها همچون یاقوت و مرجانند آنها خوش‏خُلق و زیبایند و براى بهشتیان توان غریزه‏ى جنسى بیشتر از صد نفر که چهل سال عزوبت کشیده باشد وجود دارد و بالاخره بهشت عالم عشق و خوشگذرانى و تفریح است.
حوریان بهشتى همیشه باکره و زنان دنیایى در همه‏ى خصوصیّات در بهشت مانند حورالعین‏اند. زنان بهشتى صفات رذیله ندارند حائض نمى‏شوند و بداخلاقى نمى‏کنند و مردهاى بهشتى گاهى با حورالعین و گاهى با زنان دنیایى هم بستر مى‏شوند.
و بالاخره انسان در بهشت خلد تا ابد باقى مى‏ماند و آنچنان که براى جنین در رحم نمى‏توان وسعت و نعمتهاى دنیا را وصف کرد براى مردم دنیا هم نمى‏توان بهشت و نعمتهایش را وصف نمود.
اینها لذّتهایى است که انسان بوسیله‏ى بدن از بهشت و نعمتهایش مى‏برد که من مختصرى از آن را نقل کردم و لذّتهاى روحى در بهشت هست که آنها غیرقابل وصف‏اند. زیرا در دنیا کمتر نظیرش را متوجّه شده‏ایم و کمتر با آن برخورد نموده‏ایم ولى با مقایسه با دنیا مى‏توان بعضى از نعمتهاى روحى بهشت را فهمید، بدن در دنیا و آخرت تنها و تنها مانند لباس است که انسان بوسیله‏ى آن از سرماها و گرماها محفوظ مى‏ماند و لذّتهایى بوسیله‏ى آن مى‏برد و لذا لذّتهایى که انسان بوسیله‏ى بدن مى‏برد همان چیزهایى است که در بالا ذکر شد امّا لذّتهایى که در بهشت انسان بدون واسطه‏ى بدن خواهد برد بسیار پر اهمیّت‏تر و پر ارزشتر و جامعتر است.

 
در بهشت و عالم آخرت اوّلین لذّتى که انسان به طور دائم دارد مسأله‏ى مخلّد بودن است.
در بهشت دیگر انسان دغدغه‏ى زوال نعمتها و مرگ و نابودى را ندارد و این اهمّ لذّتها است و همه مى‏دانیم که این نعمت لذّت‏بخش‏ترین و پر فایده‏ترین نعمتها است.
در بهشت حملات رذائل اخلاقى به روح و دغدغه‏ى خاطر از این جهت نیست.
در بهشت انسان در محضر خداى تعالى قرار گرفته و با او انس دارد و هیچ چیز و هیچ کس نمى‏تواند او را از لذّت لقاء پروردگار باز بدارد و غافل کند.
در بهشت انسان با اولیاء خدا بالأخص رسول اکرم و ائمّه‏ى اطهار علیهم‏السلام همنشین است و از معاشرت با آنها لذّت مى‏برد.
در بهشت انسان از غذاهاى روحى که همان علم و حکمت است دائما استفاده مى‏کند و لذّت مى‏برد.
در بهشت انسان از کمکهاى ملائکه و غلمانها و نیروهاى الهى دائما برخوردار است و از این جهت آرامش قلبى کامل لذّت‏بخشى دارد.
در بهشت آرزوهاى دور و دراز و آمال گوناگون انسان را رنج نمى‏دهد و به همه‏ى آنها انسان قطعا خواهد رسید ولى در دنیا چون ناپایدار است داشتن آرزو و آمال مذموم است و اگر کسى آن را داشته باشد دائما در رنج و ناراحتى است در بهشت همه‏ى بهشتیان با هم متّحد و کوچکترین اختلافى بین آنها وجود ندارد و انسان از برخورد با منافقین و اختلافات رنج نمى‏برد.
در بهشت چون همه‏ى اعمال و عقاید و افکار از حکمت برخواسته و آنچه انسان مى‏فهمد و تحصیل مى‏کند حکمت است از هرگونه اشتباه و سهو و خطا مبرّا است.
و هیچ گاه انسان از کارى که کرده است پشیمان نمى‏شود و از پشیمانى خود رنج نمى‏برد و بالاخره انسان در بهشت راحت و سرشار از شادى و سلامت نفس و حیات طیّبه تا ابد خواهد بود.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 21:42  توسط شروین ناظر  | 

لیلة القدر خیر من الف شهر

 

ایام ضرب خوردن و شهادت  اولین پیشوای شیعیان جهان

 مولا ...حضرت امیر مومنان امام علی بن ابی طالب (علیه السلام)

 را تسلیت عرض میکنم.

 

 لیلة القدر خیر من الف شهر

شب قدر از هزار ماه بر تر است

 

 این همان شبی است که درتمام سال هیج شبی هم رتبه و هم شأن او نیست وانجام عمل  درآن شب از عمل درهزارماه افضل است.

  لیله القدر شبی است که درآن تقدیر  امورهرکسی رقم می خورد وسرنوشت او تاسال آینده مشخص می شود درآن شب به اذن پروردگار  ملائکه وروح با دستور پروردگار عالم خدمت امام زمان مشرف می شوند ، امام زمانی که قلب و روح شب قدر است ، قرآن ناطقی که به حق زندگی تمام انسانها در دست اوست . و به اذن خداوند این ملائکه خاص ایزدمنان آنچه را که برهرکس مقدر شده است را به امام زمان (علیه السلام) عرضه می دارد.

 پس چه نیکوست دراین شب بزرگ دائماً به یاد صاحب و مقتدای خود باشیم واز او قضائی نیک را بخواهیم چه بسا قضا و عافیت سوئی که با دعای آن رحمت بزرگ الهی به عافیتی نیک و خیری مبدل گردد .

 یا مبدل السیئات با لحسنات

  با توجه به احادیث وروایات متعدد سه شب به عنوان شب قدر برای ما شیعیان مشخص شده وخود این سه شب بودن این شبها خود سری عظیم ااست وخود مقوله ای جدا .
اما آنچه مسلم است این است که باید از این سه شب به نحو مفیدی بهره جست وازآن سود مند گشت تا با توسل وانابه و درخواست از خداوند تبارک وتعالی موجب غفران گناهان گذشته گشته وهم عاقبتی نیکو برای آینده مان رقم خورد.
شبی که اگر خوب ازآن استفاده شود می تواند موجب عاقبت به خیری خویش و حتی نسلهای آینده مان شود .
این سه شب به ترتیب شبهای 19 و 21 و 23 ماه مبارک رمضان است شب 21 فضیلتش از شب 19 بیشتر وشب 23 ازنظر فضیلت بر دوشب دیگر برتری دارد .
 لیله القدرآداب ورسوم خاص خودرادارد،چه نیکو است که ما دراین شبها قلبهایمان رابا اعمالی که یادگارمعصومین(علیه السلام) است به ساحت مقدس حضرت دوست نزدیک ترسازیم معصومینی که به تمام رمزوراز عالم هستی واقفند و پیر ومرشد راه بندگی خداوند ند.

 برای این شبها اعمال بسیارزیادی روایت شده است که می توان آنها را  دوبخش نمود:

 اول : اعمالی که انجام آنها دراین سه شب مشترکند
دوم : اعمالی که اختصاص یافته هریک از این شبهاست

 اعمال مشترک شبهای قدر :

1- غسل مقارن با غروب آفتاب که نماز شام را باآن غسل به جا بیاوریم .

2- خواندن دورکعت نماز بدین منوال که درهررکعت بعدازحمد هفت مرتبه سوره توحید را خوانده و در پایان نماز نیز 70 مرتبه  استغفرالله و اتوب الیه بگوئیم. در روایاتی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) ذکرگردیده که خواننده این نماز قبل از اینکه ازجا برخیزد حقتعالی او و پدر و مارد ش را می آمرزد .

3- قرآن سر بگیرد و قرآن را مانند چتری برسر قرار داده و پرودگارمان را به حق قرآن و 14 نور پاک و آسمانیش قسم دهیم واز او طلب غفران و بخشایش نمائیم چراکه اوارحم الراحمین است .
ونحوه آن بدین شرح است :
قرآن مجید را بگشائید ودرمقابل خود قراردهید و بگوئید :

 اَللّهُمَّ اِنِّی اَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزلِ وَما فیهِ وَ فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ وَاَسماوُکَ الحُسنی وَما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائکَ مِنَ النّار .

 سپس هر حاجتی که ازخداوند متعال دارید ازاوبخواهید ازاوکه ازهمه بربندگانش مهربانترو داناتراست . و بگویید :

 اَللهُُمَّ بِحَقَّ هذَا القُرآنِ وَبِحقَّ مَن اَرسَلتَهُ به وَبَحِقَّ کُلَّ مُؤمنٍ مَدَحتَهُ فیهُ وَبِحَقَّکَ عَلیهم فَلا اَحَدَ اَعرَفُ بِحَقَّکَ مِنکَ

 پس ده مرتبه بگوید بِکَ یا اَللهُ و ده مرتبه بِمُحمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلیّ و ده مرتبه بِفاطُمة و ده مرتبه بِالحَسَن و ده مرتبه بِالحُسینِ و ده مرتبه       بعَلیِّ بنِ الحُسَینِ و ده مرتبه بِمُحمَِدِ بنِ عَلیٍّ وده مرتبه بِجَعفرَبنِ مُحمَدٍ و ده مرتبه بِمُوسیَ بنِ جَعفَرٍ و ده مرتبه بِعَلیّ بنِ مُوسی و ده مرتبه بمُحمَّد بنِ عَلِیّ و ده مرتبه بِعَلیّ بنِ مُحَمدّ و ده مرتبه بالحَسنَ بنِ عَلِیّ و ده مرتبه بِالحُجًّةِ پس هر حاجت که داری ازخداوند طلب نمائید.

 4- زیارت امام حسین(علیه السلام) که با توجه به روایات آمده است :
چون شب قدر میشود منادی ازآسمان هفتم ندا می کند که حق تعالی آمرزید هرکه را به زیارت قبرحسین ( علیه السلام) آمده .اما کسانی که نمی توانند به زیارت قبرسید الشهداء بروند می توانند ازراه دورزیارت حضرت را قرائت نمایند که انشاءالله درزمره زائران حضرتش قرار گیرند.

 5- احیاء و زنده داری این شب به یاد خدا که روایت درمورد فضیلت بیدارمانده واحیاء این شب به دعا واستغفار بسیار است ازجمله اینکه روایت شده : هرکه احیاء کند شب قدر راگناهان او آمرزیده می شود هرچند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها و کف دریاها باشد .

 6- خواندن صدرکعت نماز که فضیلت بسیار داشته و بهتر است که در هررکعت بعدازحمد 10 مرتبه سوره توحید را بخوانیم .

 7- خواندن این دعا :
اَللّهُمَّ اِنَّی اَمَسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَمِلکُ لِنفسی نَفعاً وَلا ضَرَّا ولااَصِرفُ عَنها سُوءًا اَشهَدُا بِذلِکَ عَلی نَفسی وَاَعترَفُ لَکَ بِضعفِ قَُوَّتی وقِلَّةِ حیلَتی فَصَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالَ مُحَمَّدٍ وَاَنِجزلی ما وَعَدتَنی وَجَمیعَ المُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ مِنَ المَغفِرَةِ فی هذِهِ اللَّیلَةِ وَاَتمِم عَلیَّ ما اتَیتَنی فَاِنَّی عَبدُکَ المِسکینُ المُستَکینُ الضَّعیفُ الفَقَیرُ المَهینُ اَللّهُمَّ لاتَجعَلنی ناسِیاً لِذِکرکَ فیما اَولَیتَنی وَلا لِاِحسانکَ فیما اَعطَیتَنی وَلا ایسًا مِن اِجابَتِکَ وَان اَبطَاَت عَنّی فی سَرَّاءَ اَو ضَرَّاءَ اَوشِدَّةٍ اَورَخاءٍ اَو عافُیَةٍ اَوبَلاءٍ اَو بُؤسٍ اَو نَعماءَ اِنَّکَ سَمیُع الدَّعاءِ


که این دعای جاودانه یادگار سید الساجدین ( علیه السلام) است که کفعمی ازآن امام یگانه روایت نموده است .

 8- دعا وطلب آمرزش ازخداوند وطلب مسائل دنیائی واخروی. روایت شده است خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) عرض شد که اگرمن درک کردم شب قدر را چه ازخداوند خود بخواهم فرمودند: عافیت

 9- دعا برای پدر ومادر، خویشاوندان وبرادران مؤمن زنده و طلب استغفار ورحمت برای مردگان

 10- خواند ن دعای جوشن کبیردرهرسه شب که فضیلت بسیار دارد .

 اعمال مخصوص شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

 این شب که یکی از لیالی قدر است شب ضربت خوردن مولی الموحدین حضرت علی ( علیه السلام) است که ندای

 فزت ورب الکعبه


« قسم به خدای کعبه رستگار شدم »

او هنوز به گوش می رسد . دراین شب که شیعیان عزادار امام اول خود هستند اولین مظلوم عالم ، شهید محراب را واسطه قرار داده وبا این اعمال به راز ونیاز می پردازند .

 1- گفتن « استغفرالله ربی واتوب الیه » صد مرتبه

 2- گفتن « اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین » صد مرتبه

 3- خواندن دعای 

 یاَ ذَا الَّذی کانَ قَبل کُلَّ شَیءٌ ثُمَّ خَلَقَ کّلَّ شَیءٍ ثُمَّ یَبقی و یَفنی کُلَّ شَیءٍ یا ذَاالذَّی لَیسَ کَمَثلِهِ شَیءٍ وَیا ذاالذَّی لَیسَ فِی السُّمواتِ العلی وَلا فِی الاَرضین السّفلی وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحتَهُنَّ وَلا بَینَهُنَّ اِله یُعبدُ غَیرهُ لَکَ الحَمدُ حَمدًا لا یَقوی عَلی اِحصائِهِ اِلاَّ اَنتَ فَصَلّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحُمَّد صَلوةً لا یًقوی عَلی اِحصائها اِلاَّ اًنتَ .

4- خواندن این دعا

اَللّهُمَّ اجعَلَ فیما تَقضی وَتُقَدَّرُ مِنَ الاَمرِ المَحتُوم وَفیما تَفرُقُ مّنَ الَامِر الحَکیم فی لَیلَةِ القَدرِوَفی القضاءِ الَّذی لایُرَدَّ وَلا یُبَدَّلُ اَن تَکتُبَنی مِن حُجَّاجِ بَیتِکَ الحَرام المَبرُورِ حَجَّهُمُ المَشکُورِ سَعیُهُم المَغفورِ ذُنُوبُهُم المُکَفَّرَ عَنهُمَ سَیَّئاتُهُم واجعَلَ فیما تَقضی وَ تُقَدَّرُ اَن تُطیلَ عُمریَ و تَوسَّعَ عَلَیَّ فی رِزقی وَتفعَلَ بی کذا وکذا و بجای این کلمه حاجت خود را ذکر کند.

 اعمال مخصوص شب وبیست ویکم

: فضیلت این شب به مراتب از شب نوزدهم بیشتراست و بایداعمال مشترک شبهای قدر از غسل واحیاء ... را انجام داده و در روایات به غسل واحیاء و تلاش و کوشش درعبادت دراین شب تأکید فراوان شده است اما اعمال خاص این شب :

 1- خواند دعاهای شبهای دهه آخر ماه که از آن جمله این دعا است که شیخ کلینی درکتاب کافی ازامام صادق (علیه السلام ) روایت کرده که ایشان فرموده اند :

آَعوُذُ بِجَلالِ وَجهِکَ الکرَیمِ اَن یَنقَضِیَ عَنِّی شَهرُ رَمَضانَ اَو یَطلُعَ الفَجرُ مِن لَیلَتی هذِهِ وَلَکَ قِبلی ذنب اَو تَبِعَة  تُعذِبُنی عَلیَه

 2- خواندن دعا زیرکه کفعمی درحاشیه بلد الامین آنرا ازامام صاد ق( علیه السلام) نقل کرده که:

 امام صادق ( علیه السلام )درهرشب ازدهه آخرماه مبارک رمضان بعداز نمازهای ونوافل خود آنرا می خواندند که در ثواب و فضیلت این دعامی فرمودند :

هرکه این دعا را بخواند حق تعالی کوتاهی ها وگناهانی که ازاو درایام گذشته سرزده باشد را بخشیده و اورا از معاصی آینده در بقیه ماهها درامان نگهدارد وآن دعای این است :

 اَللّهُمَّ اَدَّعَنّا حَقَّ ما مَضی مِن شَهرِ رَمَضانَ وَاغفِرلَنا تَقصیَرنا فیهِ وَتسَلَّمهُ مَقُبولاً وَلا تُؤاخِذ نا بِاِسرافِنا عَلی انَفسُنا وَاجعلنا مِنَ المَرحُومینَ وَلا تَجعَلنا مِنَ المَحرُومینَ

 3- خواندن این که ازامام صادق ( علیه السلام) نقل شده وایشان درهرشب ازدهه آخرآنرامی خوانند وآن دعااین است :

 اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلتَ فِی کِتابکَ المُنزلَ شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزلَ فیهِ القُرآن هُدیً لِلنَّاس وَ بَیَّناتٍ مِنَ الهُدی وَالفُرقانِ فَعَظَّمتَ حُرمَةَ شَهر رَمَضان بِما اَنزَلتَ فیهِ مِنَ القُرآنِ وَخَصَصتَهُ بِلَیلَةِ القَدرَ وَجََعَلَتَها خَیراً مِن اَلفِ شَهرٍاللَّهُمَّ وَهذِهِ اَیَّامُ شَهِر رَمَضانَ قَد انَقضَت وَلَیالِیهِ قَد تَصَرَّمَت وَ قَد صِرتُ یااِلهی مِنهُ اِلی ما اَنتَ اَعلَمُ بِهِ مِنَّی وَاَحصَی لِعَدَدِهِ مِنَ الخِلقِ اَجَمَعینَ فَاسئَلکَ بَما سَئَلَکَ بِهِ مَلائِکَتُکَ المُقَرَّبُونَ وَاَنبِیاؤکَ المُرسَلوَنَ وَعَبادُکَ الصَّالُحُونَ اَن تُصَلِی عَلی مُحَمَّدٍ وَالَ مُحَمَِّدٍ وَاَن تَفُکَ رَقَبتی مِنَ النَّار وَ تُدخِلَنی الجَنَّة بِرَحمَتِکَ وَاَن تَتَفَضَّل عَلَیَّ بِعَفُوکَ وَ کَرَمِکَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبی وَتَستَجیبَ دُعائی وَتَمُنَّ عَلَیَّ بِالاَمنَ یَؤمَ الخُوفِ مِن کُِلَّ هَولٍ اَعددَتَهُ لَیَومَ القِیامةِ اِلهیَ وَاَعُوذُ بِوجهِکَ الکَریمِ وَ بِجَلالِکَ العَظیم اَن یَنقَضیَ اَیَّامُ شَهرُ رَمَضانَ وَلَیالَیهِ وَلَکَ قَبلیَ تَبَعةٌ اَوذَنبٌ تُؤاخِذُنی بِه اَو خَطیئَةٌ تَریدُ اَن تَقَتَصَّها مِنَّی لََم تَغَفرها لِی سَیَّدی سَیَّدی سَیَّدی اَسئلُکَ یالااِلهَ اِلاَّ اَنتَ اِذ لا اِلهَ اِلاَّ اَنتَ اِن کُنتَ رَضیتَ عَنَّی فی هذَا الشَّهر فَازدَدعَنِّی رِضًا وَاِن لَم تَکنَ رَضیتَ عَنَّی فَمنَ الاَنِ فَارضَ عَنَّی یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ یا اللهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَم یَلِد وَلَم یُولَد وَلَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ

4- وبسیارگفتن این دعا :

یا مُلَینَّ الحَدیدَ لِداوُدَ عَلَیهِ السَّلامُ یا کاشِفَ الضَّر وَالکَربِ العِظامِ عَن اَیّوبَ عَلیه السَّلامَ اَی مُفَرَّجَ هَمَّ یَعقوُبَ عَلیهَ السّلامُ اَی مِنقَّسَ غَمَّ یُوسفُ عَلَیه السَّلام صََّلَ عَلیَ مَُحَمَّدٍ وَآلَ مُحَمَّدٍ کَمَا اَنتَ اَهلَهُ اَنَ تُصَّلیَ عَلَیَهِم اَجمَعِیَن وَ اَفعَل بِیَ مَا اَنتَ اَهلَهُ وَ لَاتَفعَل بِیَ مَا اَنَا اَهَلهُ .

5- خواندن دعای :

یَا مُولَجَ الَلَّیلَ فِی اَلنَّهارَ وَ مُولَجِ اَلنَّهاَر فِی اَلیَّلَل َوَمُخَرجَ الحَّیِّ مِنَ المَیِّتِ وَمِخرَج َالَمَیَّتِ مِنَ الَحَیِّ یَا رَازَقِ مِن یَشاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ یا اَللهُ یا رَحمَنُ یَا اَللهُ یاَ رَحیمُ یَا اَللهُ یَا اَللهُ یَا اَللهُ لَکَ اَلاَسمَاءُ الحُسنیَ وَالَامَثالَ العُلیَا وَالَکبَریَاءَ وَ َالا اَلاءُ اَسئَلُکَ اَن تُصَّلیَ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَآلَ مُحَمَّدٍ وَاَن تَجعَلَ اسمِی فِیَ هَذِهِ اَللیَّلةِ فِی السُّعدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهدَاءِ وَِاحسَانَی فِی عَلّیّیَن وَاَسائَتیَ مَغفَوُرةً وَاَن تَهَبَ لِیَ یَقیَناً تَبَاشِرُ بَهِ قَلبیِ وَاِیَماناً یُذهِبُ الَشَّکَ عَنَّی وَ تُرضِیَنی بِمَا قَسَمتَ لِیَ وَ آتنَا فِی الُّدنَِیا حَسَنةً وَفِی الاخِرَةِ حَسَنةً وَقِنَا عَذابَ النَّارَ الحَریقِ وَارزُقنَی فِیَها ذِکِرَکَ وَشُکَرَکَ وَالرَغبَةَ اِلیَکَ وَالاَنابَةَ وَالتُوفیقَ لَمَّا وَفَّقتَ لَهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَعَلیَهمُِ السَّلامُ

 اعمال شب بیست وسوم

 این شب که شب آخر ازلیالی قدراست بردو شب دیگر برتری دارد وهمانطورکه ذکرگردید اعمال مشترک را انجام دهیم ومانند شب بیست ویکم ادعیه وارده درشبهای آخررمضان را زمزمه نموده و این دعاها را نیزبخوانیم:

 یا َربَّ لَیلَة القَدرٍ وَجاَعَلهِاَ خَیِراً مِن اَلٍف شَهَروَرَبَّ اللَّیَلِ وَالُّنهارِ وَالجِبَالَ وَالبَحارِواَلظَُّلم وَالاَنوارِ وَ الاَرضِ وَاَلسَّماءِ یَابَاریُ یَا مُصَّور یَا حَنَّانُ یاَمَنَّانُ یَا اَللهُ یَا رَحمنُ یَا اَللهَُ یَا قَیُّومُ یَا اَللهُ یَا بَدیُع یَا اَللهُ یاَ اَللهُ یَااَللهُ لَکَ اَلاَسَماءُ الحُسنَیَ وَاَلامَثَالُ العُلیَّا وَاَلکَبرِیاءُ وَاَلاَلاَءُ اَسئُلکَ اَن تُصَّلیَ عََلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمُّدٍ وَاَن تَجعَلَ اَسمیَ فِی هذِهِ اَِللَّیَلةِ فِی السُّعَداءِ وَرِوحَی مَعَ الشُهدِاَءِ وَاَحسانِی فِی عَلیَّیَّن وَاسَائتی مَغفُورَةٍ وَاَن تَهَبَ لی یَقَینٍا تبُاشِر بِهِ قَلِبِی وَ اِیمَاناً یَذَهَبُ الشَّکَ عَنَّی وَتُرضَیِنی بِمَا قَسَمتَ لِیَ وَآتِنَا فِِی الدُّنِیَا حَسَنة وَفِی الاَخِرَة حَسنة وَقِنَا عَذابَ النَّارَ الحَریَِق وَارُزقَنیِ فِیَها ذَکرَکَ وَشُکَرکَ وَالرَّغَبَةَ ِالیَکَ وَالاَنَابةً وَالتُوفِیَق لَمَّا وَفَقَتَ لَهُ مُحَمَّداً وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیِهُم الُّسلامُ .

 2- دعای فرج :

  الهم کل لولیک اَلحُجَّةً بنِ الحَسَنَ صَلوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آَبَائِهِ فِی هِذِه السَّاعَةَ وَفِی کُلَِّ سَاعَةٍ وَلیَّاً وَحَافَظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلیلاً وَعَیناً حَتَّی تُسَکنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتعَهُ فِیَها طَویَلاً

وهمچنین میخوانیم :

 یَا مُدَّبَر اُلامُوُر یَا بَاعِثَ مِن فِی القُبُور یَا مُجرَیَ البُحوُر یاَ مُلیَنَّ الحَدیَد لِداوُدَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَفَعل بِیَ کَذاَ کَذَا

 وبجای این کلمه حاجات خود را طلب می نمائی که شرائط خواندن این دعا وحالت آن بدین منوال است که درهنگام گفتن یا مُدَبَّرالامُور دستهای خود را به سوی آسمان بلند نمائید واین دعا را بخوانید .

....التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 22:29  توسط شروین ناظر  | 

متن و ترجمه دعاي ابوحمزه ثمالي (1)

 

 

متن و ترجمه دعاي ابوحمزه ثمالي (1)

 

بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشاينده مهربان

 

اِلهي لا تُؤَدِّبْني بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بي في
خدايا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من

حيلَتِكَ مِنْ اَينَ لِي الْخَيرُ يا رَبِّ وَلا يوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَينَ
با حيله‌ات. از كجا خيري به دست آورم اي پروردگار من با اينكه خيري يافت نشود جز در پيش تو و از كجا

لِي النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذي اَحْسَنَ اسْتَغْني عَنْ عَوْنِكَ
نجاتي برايم باشد با اينكه نجاتي نتوان يافت جز به كمك تو. نه آن كس كه نيكي كند بي نياز است از كمك تو

وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذي اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيكَ وَلَمْ يرْضِكَ خَرَجَ عَنْ
و رحمتت و نه آنكس كه بد كند و دليري بر تو كند و خوشنودي‌ات نجويد از تحت قدرت تو بيرون رود

قُدْرَتِكَ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ) بگويد تا آنكه نفس قطع شود ([بِكَ] عَرَفْتُكَ
اي پروردگار من ... به‌وسيله خودت من ترا شناختم

وَاَنْتَ دَلَلْتَني عَلَيكَ وَدَعَوْتَني اِلَيكَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ
و تو مرا برخود راهنمايي كردي و به‌سوي خود خواندي و اگر تو نبودي من ندانستم كه تو كيستي

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَدْعوُهُ فَيجيبُني وَ اِنْ كُنْتُ بَطيـئاً حينَ يدْعوُني
ستايش خدايي را كه مي‌خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتي مي‌خواندم به‌كندي به درگاهش روم

وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني
و ستايش خدايي را كه مي‌خواهم از او و به من عطا مي‌كند و اگرچه در هنگامي كه او از من چيزي قرض خواهد من بخل كنم

وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتي وَاَخْلوُ بِهِ حَيثُ شِئْتُ
و ستايش خدايي را كه هرگاه براي حاجتي بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براي

لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُ
راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد. ستايش خدايي را كه جز او

وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو
كسي را نخوانم و اگر غير او ديگري را مي‌خواندم دعايم را مستجاب نمي‌كرد و ستايش خدايي را كه به‌جز او

غَيرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيرَهُ لاََخْلَفَ رَجآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي وَكَلَني
اميد ندارم و اگر به غير او اميدي داشتم نااميدم مي‌كرد و ستايش خدايي را كه مرا به حضرت خود

اِلَيهِ فَاَكْرَمَني وَلَمْ يكِلْني اِلَي النّاسِ فَيهينُوني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي
واگذار كرده و از اين رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند و ستايش خدايي را كه

تَحَبَّبَ اِلَي وَهُوَ غَنِي عَنّي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي يحْلُمُ عَنّي حَتّي كَاَ نّي
با من دوستي كند در صورتي كه از من بي نياز است و ستايش خدايي را كه نسبت به من بردباري كند تا به جايي كه

لا ذَنْبَ لي فَرَبّي اَحْمَدُ شَيء عِنْدي وَاَحَقُّ بِحَمْدي اَللّـهُمَّ اِنّي اَجِدُ
گويا گناهي ندارم. پس پروردگار من ستوده‌ترين چيزها است نزد من و به ستايش من سزاوارتر است. خدايا من همه راه‌هاي

سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيكَ مُتْرَعَةً
مقاصد را به سوي تو باز مي‌بينم و چشمه‌هاي اميد را به‌سويت سرشار مي‌يابم

وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيكَ
و ياري جستن به فضل تو براي آرزومندانت مباح و بي‌مانع است و درهاي دعا به‌سوي تو براي

لِلصّارِخينَ مَفْتوُحَةً وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجي بِمَوْضِعِ اِجابَة وَلِلْمَلْهوُفينَ
فريادكنندگان باز است و به خوبي مي دانم كه تو براي اجابت شخص اميدوار آماده‌اي و براي فريادرسي اندوهگينان

بِمَرْصَدِ اِغاثَة وَاَنَّ فِي اللَّهْفِ اِلي جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً
مهياي فريادرسي هستي و به‌راستي مي‌دانم كه در پناهندگي به جود و كرمت و خشنودي به قضا و قدرت عوضي است

مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا في اَيدِي الْمُسْتَاْثِرينَ وَاَنَّ
از جلوگيري كردن بخيلان و گشايشي است از احتياج بدانچه در دست دنياطلبان است و به‌راستي

الرّاحِلَ اِلَيكَ قَريبُ الْمَسافَةِ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ
كوچ كننده به درگاهت راهش نزديك است و مسلماً تو از خلق خود در حجاب نشوي مگر آنكه

تَحْجُبَهُمُ الاَْعمالُ دوُنَكَ وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيكَ بِطَلِبَتي وَتَوَجَّهْتُ اِلَيكَ
كردارشان ميان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبي كه دارم قصد تو را كرده

بِحاجَتي وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتي وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلي مِنْ غَيرِ
و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم و استغاثه‌ام را به درگاه تو قرار دادم و دعاي تو را دست آويز خود كردم بي آنكه من

اسْتِحْقاِ لاِسْتِماعِكَ مِنّي وَلاَ اسْتيجاب لِعَفْوِكَ عَنّي بَلْ لِثِقَتي
استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوي و نه مستوجب آنم كه از من بگذري بلكه بدان اعتمادي كه من

بِكَرَمِكَ وَسُكوُني اِلي صِدِِْ وَعْدِكَ وَلَجَائ اِلي الاْيمانِ
به كرم تو دارم و آن اطميناني كه به درستي وعده‌ات دارم و به خاطر پناهندگي‌ام به ايمان

بِتَوْحيدِكَ وَيقيني بِمَعْرِفَتِكَ مِنّي اَنْ لا رَبَّ [لي] غَيرُكَ وَلا اِلـهَ اِلاّ
و اعتقادي كه بر يگانگي تو دارم و يقيني كه به معرفت و شناسايي تو دارم كه مي‌دانم پروردگاري غير

اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ اَللّـهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ وَوَعْدُكَ
تو نيست و معبودي جز تو وجود ندارد يگانه‌اي كه شريكي برايت نيست خدايا تو فرمودي و گفتارت حق و وعده ات

صِدٌِْ وَاسْئَلوُا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً وَلَيسَ مِنْ
راست است (كه فرمودي) "و درخواست كنيد خدا را از فضلش كه به‌راستي او به شما مهربان است" و رسم تو چنان نيست

صِفاتِكَ يا سَيدي اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ
اي آقاي من كه دستور سوال بدهي ولي از عطا و بخشش دريغ نموده و خودداري كني و تويي بخشاينده

بِالْعَطِياتِ عَلي اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ وَالْعائِدُ عَلَيهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ اِلـهي
به عطايا بر اهل كشور خود و متوجه بدانها به مهرباني و رأفتت. خدايا

رَبَّيتَني في نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً وَنَوَّهْتَ بِاسْمي كَبيراً فَيامَنْ
مرا در خردسالي در نعمت‌ها و احسان خويش پروريدي و در بزرگي نامم را بر سر زبان‌ها بلند كردي پس اي كه

رَبّاني فِي الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَاَشارَ لي فِي الاْخِرَةِ
در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمت‌هاي خود پروريدي و براي آخرتم

اِلي عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ مَعْرِفَتي يا مَوْلاي دَليلي عَلَيكَ وَحُبّي لَكَ شَفيعي
ب
ه عفو وكرم اشارت فرمودي اي مولاي من شناسايي‌ام به تو راهنماي من به‌سوي تو است و محبتي كه به تو دارم شفيع من است

اِلَيكَ وَاَنـَا واثِقٌ مِنْ دَليلي بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعي اِلي
به درگاهت و من از راهنمايي كردن اين دليلم به‌سوي تو مطمئنم و از پذيرفتن شفيعم از جانب تو

شَفاعَتِكَ اَدْعوُكَ يا سَيدي بِلِسان قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ اُناجيكَ
آسوده خاطرم. مي‌خوانمت اي آقاي من به زباني كه گناه لالش كرده. پروردگارا با تو راز گويم

بِقَلْب قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً اِذا
به‌وسيله دلي كه جنايت به هلاكتش كشانده مي‌خوانمت. اي پروردگار من هراسان و خواهان‌و اميدوار و ترسان،

رَاَيتُ مَوْلاي ذُنوُبي فَزِعْتُ وَاِذا رَاَيتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَاِنْ عَفَوْتَ
اي مولاي من هنگامي كه گناهانم را مشاهده مي‌كنم هراسان شوم و چون بزرگواري تو را بينم به طمع افتم. خدايا اگر بگذري

فَخَيرُ راحِم وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيرُ ظالِم حُجَّتي يا اَللهُ في جُرْاَتي عَلي
بهترين مهرورزي و اگر عذاب كني ستم نكرده‌اي، دليل و بهانه من اي خدا در اينكه دليري كنم

مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْياني ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ وَعُدَّتي في شِدَّتي مَعَ
در سوال كردن از تو با اينكه رفتارم خوشايند تو نيست همان جود و كرم تو است و ذخيره من در سختي‌ام با

قِلَّةِ حَيائي رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَينَ ذَينِ
بي شرمي من همان رأفت و مهرباني تو است و به‌راستي اميدوارم كه نوميد مكني ميان اين وآ‌ن آرزويم را

وَذَينِ مُنْيتي فَحَقِّقْ رَجآئي وَاسْمَعْ دُعآئي يا خَيرَ مَنْ دَعاهُ داع
پس اميدم را صورت عمل ده و دعايم را شنيده گير اي بهترين كسي كه خوانندگان بخوانندش

وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج عَظُمَ يا سَيدي اَمَلي وَسآءَ عَمَلي فَاَعْطِني
و برتر كسي كه اميدواران بدو اميد دارند اي آقايم، آرزويم بزرگ و عملم زشت است پس تو

مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلي وَلا تُؤاخِذْني بِاَسْوَءِ عَمَلي فَاِنَّ كَرَمَكَ
از عفو خويش به اندازه آرزويم به من بده و مرا به بدترين عملم مؤاخذه مكن زيرا كرم تو برتر است

يجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَحِلْمَكَ يكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ
از مجازات گنهكاران و بردباري‌ات بزرگتر است از مكافات تقصيركاران

وَاَ نَا ياسَيدي عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ
و من اي آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو به‌سوي خودت گريخته‌ام و خواستارم آنچه را وعده كردي از

الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَما اَ نَا يا رَبِّ وَما خَطَري هَبْني
چشم پوشي نسبت به كسي كه خوش گمان به تو است، من چه‌ام پروردگارا؟ و چه اهميتي دارم؟ مرا

بِفَضْلِكَ وَتَصَدَِّْ عَلَي بِعَفْوِكَ اَي رَبِّ جَلِّلْني بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ
به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيكي كن و منت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان

تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيوْمَ عَلي ذَنْبي غَيرُكَ ما فَعَلْتُهُ
و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگري جز تو بر گناهم آگاه مي‌شد آن گناه را انجام نمي‌دادم

وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاَِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ
و اگر از زود به كيفر رسيدن مي‌ترسيدم باز هم خودداري مي‌كردم و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براي آن بود كه تو سبك‌ترين بينندگاني

الْمُطَّلِعينَ[ عَلَي ]بَلْ لاَِنَّكَ يارَبِّ خَيرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ
و يا بي مقدارترين مطلعين هستي بلكه براي آن بود كه تو اي پروردگار من، بهترين پوشندگان و حكم كننده‌ترين حاكمان

وَاَكْرَمُ الاَْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ تَسْتُرُ
و گرامي‌ترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهاني. گناه را به كرمت مي‌پوشاني

الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي حِلْمِكَ بَعْدَ
و كيفر را به واسطه بردباري‌ات به تأخير اندازي پس تو را ستايش سزا است بر بردباري‌ات، پس

عِلْمِكَ وَعَلي عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَيحْمِلُني وَيجَرِّئُني عَلي
از دانستن و بر گذشتت پس از توانايي داشتن و همين گذشت تو از من مرا وادار كرده و دلير ساخته بر

مَعْصِيتِكَ حِلْمُكَ عَنّي وَيدْعوُني اِلي قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَي
نافرماني‌ات و همان پرده پوشي‌ات بر من مرا به بي شرمي واداشته

وَيسْرِعُني اِلَي التَّوَثُّبِ عَلي مَحارِمِكَ مَعْرِفَتي بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ
و همان معرفتي كه من به فراخي رحمتت دارم و بزرگي عفوت مرا به‌دست زدن به كارهاي حرام شتابان مي‌كند

وَعَظيمِ عَفْوِكَ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَي يا قَيومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ يا
اي بردبار، اي بزرگوار، اي زنده و اي پاينده، اي آمرزنده گناه، اي

قابِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ اَينَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ
پذيرنده گناه، اي بزرگ نعمت، اي ديرينه احسان، كجاست پرده‌پوشي زيبايت؟

اَينَ عَفْوُكَ الْجَليلُ اَينَ فَرَجُكَ الْقَريبُ اَينَ غِياثُكَ السَّريعُ اَينَ
كجاست گذشت بزرگت؟ كجاست گشايش نزديكت؟ كجاست فريادرسي فوريت؟ كجاست

رَحْمَتُكَ الْواسِعَه اَينَ عَطاياكَ الْفاضِلَه اَينَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَه اَينَ
رحمت وسيعت؟ كجاست عطاهاي برجسته‌ات؟ كجاست بخششهاي دلچسبت؟ كجاست

صَنائِعُكَ السَّنِيه اَينَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ اَينَ مَنُّكَ الْجَسيمُ اَينَ
نيكي‌هاي شايانت؟ كجاست فضل عظيمت؟ كجاست نعمت بزرگت؟ كجاست

اِحْسانُكَ الْقَديمُ اَينَ كَرَمُكَ يا كَريمُ بِهِ وَ بِمُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد فَاسْتَنْقِذْني وَبِرَحْمَتِكَ
احسان ديرينه‌ات؟ كجاست كرمت؟ اي كريم بدان(چه گفتم) و به محمد و آل محمد مرا نجات ده و به رحمتت

فَخَلِّصْني يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِي
خلاصم كن، اي نيكو، اي نيكو بخش، اي نعمت ده، اي زياده بخش چنان نيست كه من براي

النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلي اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَينا لاَِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوي
نجات از عقاب تو به كارهاي‌مان تكيه كنم بلكه به فضلي كه بر ما داري تكيه زنم، زيرا تو اهل تقوي

وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما
و شايسته آمرزشي، آغاز كني به احسان از روي نعمت بخشي و گذشت كني از گناه از روي كرم و بزرگواري و با اين وضع

نَدْري ما نَشْكُرُ اَجَميلَ ما تَنْشُرُ اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيتَ
ما ندانيم كداميك را سپاس گوييم؛ آن نيكي‌ها كه پراكنده كني يا زشتي‌ها كه بپوشاني يا بزرگ آزمايشت

وَاَوْلَيتَ اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيتَ وَعافَيتَ يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيكَ
و شايستگي نعمتت يا آن همه چيزهايي كه ما را از آن نجات داده و عافيت دادي اي دوست كسي كه با تو دوستي كند

وَيا قُرَّةَ عَينِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيكَ اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ
و اي نور ديده كسي كه پناه به تو آرد و از ديگران ببرد تويي نيكوكار و ماييم

الْمُسيئوُنَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ وَاَي
گنهكار، پس درگذر اي پروردگار از زشتي‌هاي ما به نيكي‌هاي خود و كدام

جَهْل يا رَبِّ لا يسَعُهُ جوُدُكَ اَوْ اَي زَمان اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ وَما قَدْرُ
ناداني است اي پروردگار كه جود تو فرايش نگيرد و چه روزگاري درازتر از زمان بردباري تو است و چه ارزشي دارد

اَعْمالِنا في جَنْبِ نِعَمِكَ وَكَيفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ بَلْ
اعمال ما در جنب نعمت‌هايت و چگونه زياد بشمريم اعمال (بدمان) را كه بتوانيم آنها را برابر با كرم تو كنيم بلكه

كَيفَ يضيقُ عَلَي الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ يا واسِعَ
چگونه ممكن است ميدان بر گنهكاران تنگ شود با آن رحمت وسيعت

الْمَغْفِرَةِ يا باسِطَ الْيدَينِ بِالرَّحْمَه فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيدي لَوْ نَهَرْتَني
كه ايشان را فراگرفته، اي وسيع آمرزش، اي دو دستت به رحمت باز سوگند به عزتت اي آقاي من، اگرچه برانيم

ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهي اِلَي مِنَ
من از در خانه‌ات برنخيزم و از تملق و چاپلوسي‌ات دست برندارم چون

الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ
اطلاع از جود و كرمت پيدا كرده‌ام و تويي كننده هرچه بخواهي. عذاب كني هركه را خواهي

بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيفَ تَشآءُ لا
به‌ هر چه خواهي به هر طور كه خواهي و رحم كني هر كه را خواهي به‌ هر چه خواهي هرطور كه خواهي

تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ في مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ في اَمْرِكَ وَلا
بازپرسي از كار تو نشود و نزاعي در فرمانروايي‌ات رخ ندهد و شريكي در كارت نباشد

تُضآدُّ في حُكْمِكَ وَلا يعْتَرِضُ عَلَيكَ اَحَدٌ في تَدْبيرِكَ لَكَ الْخَلْقُ
و ضديتي در حكمت نباشد و كسي نيست كه در تدبير تو بر تو اعتراض كند. آفرينش

وَالاَْمْرُ تَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ يا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ
و دستور از تو است برتر است خدا، پروردگار جهانيان، پروردگارا اين جايگاه كسي است كه به تو

وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذي
روي آورده و به كرمت پناه جسته و به احسان و نعمتت خو گرفته و تويي بخشاينده‌اي كه

لايضيقُ عَفْوُكَ وَلا ينْقُصُ فَضْلُكَ وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ وَقَدْ تَوَثَّقْنا
تنگ نايد عفوت و كاهش نيابد فضل و بخششت و كم نگردد مهر و رحمتت و ما

مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَديمِ وَالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ اَفَتَُراكَ يا
بدان چشم پوشي ديرينه و فضل عظيمت و رحمت پهناورت اعتماد كرده‌ايم آيا چنان مي‌بيني

رَبِّ تُخْلِفُ ظُنوُنَنا اَوْ تُخَيبُ آمالَنا كَلاّ يا كَريمُ فَلَيسَ هذا ظَنُّنا بِكَ
پروردگارا كه برخلاف گمان‌هاي ما رفتار كني يا آرزوهايمان نوميد كني؟ هرگز! اي كريم چون ما چنين گماني به تو نداريم

وَلا هذا فيكَ طَمَعُنا يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً اِنَّ لَنا فيكَ
و طمع ما درباره تو اينگونه نيست. پروردگارا به‌راستي ما درباره تو آرزوي دراز و بسياري داريم. به‌راستي ما نسبت به تو

رَجآءً عَظيماً عَصَيناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَينا وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ
اميد بزرگ و زيادي داريم، تو را نافرماني كرديم ولي اميدواريم كه تو بپوشاني بر ما و خوانديم تو را و اميدواريم

نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ
كه تو اجابت كني ما را پس اميد ما را تحقق بخش اي مولاي ما كه به‌راستي ما مي‌دانيم كه به اعمالمان مستوجب چه(پاداشي)

بِاَعْمالِنا وَلكِنْ عِلْمُكَ فينا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ وَاِنْ كُنّا
هست
يم، ولي علم تو درباره ما و علم ما درباره تو اين است كه ما را از درگاهت نراني و اگرچه ما

غَيرَ مُسْتَوْجِبينَ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجوُدَ عَلَينا وَعَلَي الْمُذْنِبينَ
مستوجب رحمت تو نيستيم، ولي تو شايسته آني كه بر ما بخشش كني و بر گنهكاران

بِفَضْلِ سَعَتِكَ فَامْنُنْ عَلَينا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ وَجُدْ عَلَينا فَاِنّا مُحْتاجوُنَ
به فضل وسيعت توجه فرمايي، پس بر ما منت گذار بدانچه تو شايسته آني و بر ما جود كن كه ما نيازمند

اِلي نَيلِكَ يا غَفّارُ بِنوُرِكَ اهْتَدَينا وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَينا وَبِنِعْمَتِكَ
عطاي توييم، اي آمرزنده، به نور تو راه يافتيم و به فضل تو بي نيازي جستيم و به نعمت تو

اَصْبَحْنا وَاَمْسَينا ذُنوُبُنا بَينَ يدَيكَ نَسْتَغْفِرُكَ الّلهُمَّ مِنْها وَنَتوُبُ
صبح و شام كرديم. گناهان ما پيش روي تو است كه ما از آنها آمرزش خواهيم و به‌سويت توبه كنيم

اِلَيكَ تَتَحَبَّبُ اِلَينا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنوُبِ خَيرُكَ اِلَينا نازِلٌ
تو با نعمت‌هايت بر ما دوستي كني و ما به گناهان با تو معارضه و برابري كنيم. خير تو بر ما نازل گردد

وَشَّرُنا اِلَيكَ صاعِدٌ وَلَمْ يزَلْ وَلا يزالُ مَلَكٌ كَريمٌ ياْتيكَ عَنّا بِعَمَل
و در برابر شر ما به‌سوي تو بالا آيد و تو هميشه تا بوده و هست پادشاه بزرگوار و كريمي بوده اي كه از جانب ما كارهاي

قَبيح فَلا يمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحوُطَنا بِنِعَمِكَ وَتَتَفَضَّلَ عَلَينا بِآلائِكَ
زشت به‌سوي تو آيد ولي آنها جلوگيري‌ات نكند از اينكه ما را به نعمت‌هاي خود فراگيري و خود بر ما تفضل كني

فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعيداً تَقَدَّسَتْ
پس منزهي تو كه چقدر بردباري و چه بزرگ و كريمي چه در آغاز (نعمت) و چه در ادامه آن نام‌هايت مقدس

اَسْمآئُكَ وَجَلَّ ثَناؤُكَ وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ اَنْتَ اِلهي اَوْسَعُ
و ستايشت ارجمند است و كارها و رفتارت گرانبها است فضل تو اي معبود من

فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايسَني بِفِعْلي وَخَطيـئَتي فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ
وسيع‌تر و بردباري‌ات بزرگتر از آن است كه مرا به كردار و گناهم بسنجي. از من درگذر، درگذر،

الْعَفْوَ سَيدي سَيدي سَيدي اَللّـهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ وَاَعِذْنا مِنْ
درگذر اي آقاي من... آقاي من... آقاي من، خدايا ما را به ذكر خود مشغول كن و از

سَخَطِكَ وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ وَاَنْعِمْ عَلَينا مِنْ
خشمت پناهمان ده و از عذابت امانمان ده و از بخشش‌هايت روزيمان گردان و از

فَضْلِكَ وَارْزُقْنا حَجَّ بَيتِكَ وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ
فضل خود بر ما انعام كن و روزي ما كن حج خانه‌ات و زيارت قبر پيامبرت را كه درود تو و رحمت

وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيهِ وَعَلي اَهْلِ بَيتِهِ اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ
و آمرزش و خوشنودي‌ات بر او و بر خاندانش باد كه به‌راستي تو به خلق نزديكي و اجابت كننده دعايي

وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ وَتَوَفَّنا عَلي مِلَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِيكَ صَلَّي اللهُ
و عمل به طاعتت را روزي ما گردان و بر كيش خودت و روش پيامبرت ـ كه درود تو

عَلَيهِ وَالِهِ اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَي وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً
بر او و آلش باد ـ ما را بميران. خدايا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و براي‌شان رحم كن چنانكه مرا در كودكي پروريدند

اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيئاتِ غُفْراناً اَللّـهُمَّ اغْفِرْ
و پاداش‌شان بده در برابر نيكي به نيكي و در مقابل بدي‌ها به آمرزش. خدايا بيامرز

لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ الاَْحيآءِ مِنْهُمْ وَالاَْمواتِ وَتابِعْ بَينَنا وَبَينَهُمْ
مردان و زنان باايمان را چه زندگان‌شان و چه مردگان‌شان را و پيوند ده ميان ما و ايشان را

بِالْخَيراتِ اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِحَينا وَمَيتِنا وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا ذَكَرِنا وَاُنْثانا
در نيكي‌‌ها. خدايا بيامرز زنده ما و مرده ما و حاضر ما و غايب ما، مرد ما و زن ما را

صَغيرِنا وَكَبيرِنا حُرِّنا وَمَمْلوُكِنا كَذَبَ الْعادِلوُنَ بِاللهِ وَضَلّوُا ضَلالاً
كوچك ما و بزرگ ما را، آزاد ما و برده ما را، دروغ گفتند برگشتگان از خدا و گمراه شدند گمراهي

بَعيداً وَخَسِروُا خُسْراناً مُبيناً اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
دو
ري و زيان كردند؛ زيان آشكاري، خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاخْتِمْ لي بِخَير وَاكْفِني ما اَهَمَّني مِنْ اَمْرِ دُنْياي وَآخِرَتي
و كارم را ختم به خير كن و كفايت كن آنچه انديشه‌ام را به خود مشغول كرده از كار دنيا و آخرتم

وَلاتُسَلِّطْ عَلَي مَنْ لا يرْحَمُني وَاجْعَلْ عَلَي مِنْكَ واقِيةً باقِيةً وَلا
و مسلط مكن بر من كسي را كه به من رحم نكند و بنه بر من از نزد خود نگهباني هميشگي و

تَسْلُبْني صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَي وَارْزُقْني مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً
از من نعمت‌هاي شايسته خود را كه به من داده‌اي سلب مفرما و از فضل خويش روزي فراخ

حَلالاً طَيباً اَللّـهُمَّ احْرُسْني بِحَراسَتِكَ وَاحْفَظْني بِحِفْظِكَ وَاكْلاَْني
و حلال و پاكي براي من روزي گردان. خدايا به نگهباني خود مرا نگهباني فرما و به حفظ خود حفظم كن و در حمايت خود

بِكِلائَتِكَ وَارْزُقْني حَجَّ بَيتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا وَفي كُلِّ عام
نگاهداريم كن و روزي من كن حج، خانه محترمت را در اين سال و در هر سال

وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيكَ وَالاَْئِمَّةِ عَلَيهِمُ السَّلامُ وَلا تُخْلِني يا رَبَّ مِنْ
و زيارت قبر پيغمبرت و قبور ائمه عليهم السلام را و محرومم مكن پروردگارا از

تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ اَللّـهُمَّ تُبْ عَلَي حَتّي
زيارت اين مشاهد شريفه و زيارتگاه‌هاي گرامي. خدايا توبه ام ده تا

لا اَعْصِيكَ وَاَلْهِمْنِي الْخَيرَ وَالْعَمَلَ بِهِ وَخَشْيتَكَ بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ ما
نافرماني‌ات نكنم و به دلم انداز كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامي كه

اَبْقَيتَني يا رَبَّ الْعالَمينَ اَللّـهُمَّ اِنّي كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَياْتُ وَتَعَبَّاْتُ
در اين دنيا زنده‌ام داري اي پروردگار جهانيان، خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده‌‌ام

وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَينَ يدَيكَ وَناجَيتُكَ اَلْقَيتَ عَلَي نُعاساً اِذا اَنـَا
و برخاستم براي خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من چرت و پينكي را مسلط كردي در آن هنگامي كه

صَلَّيتُ وَسَلَبْتَني مُناجاتَكَ اِذا اَ نَا ناجَيتُ مالي كُلَّما قُلْتُ قَدْ
داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتي در آن وقتي كه به راز و نياز پرداختم، مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم

صَلَُحَتْ سَريرَتي وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ
باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه‌كنندگان مجلس من، گرفتاري

لي بَلِيةٌ اَزالَتْ قَدَمي وَحالَتْ بَيني وَبَينَ خِدْمَتِكَ سَيدي لَعَلَّكَ عَنْ
و پيش آمدي برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگزاري‌ات حائل گشته، اي آقاي من، شايد مرا از در

بابِكَ طَرَدْتَني وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني مُسْتَخِفّاً
خانه‌ات رانده‌اي و از خدمتت دورم كرده‌اي يا شايد ديده‌اي سبك شمارم

بِحَقِّكَ فَاَقْصَيتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيتَني اَوْ لَعَلَّكَ
حقت را پس دورم كرده‌اي يا شايد ديده‌اي از تو رو گردانده‌ام پس خشمم كرده‌اي يا شايد مرا

وَجَدْتَني في مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني غَيرَ شاكِر
در جايگاه دروغگويانم ديده‌اي پس رهايم كرده‌اي يا شايد ديده‌اي سپاسگزار

لِنَعْمآئِكَ فَحَرَمْتَني اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَني
نعمت‌هايت نيستم پس محرومم ساخته‌اي يا شايد مرا در مجلس علما، نيافته‌اي پس خوارم كرده‌‌اي

اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني فِي الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيسْتَني اَوْ لَعَلَّكَ
يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده‌اي پس از رحمت خويش بي بهره ام كرده‌اي يا شايد

رَاَيتَني آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيني وَبَينَهُمْ خَلَّيتَني اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ
مرا مأنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده‌اي پس مرا به آنها واگذاشته‌اي يا شايد

تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئي فَباعَدْتَني اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمي وَجَريرَتي
دوست نداشتي دعايم را بشنوي پس از درگاهت دورم كرده‌اي يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده‌اي

كافَيتَني اَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيآئي مِنْكَ جازَيتَني فَاِنْ عَفَوْتَ يا رَبِّ
يا شايد به بي شرمي‌ام مجازاتم كرده‌اي پس اگر از من بگذري پروردگارا

فَطالَ ما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلي لاَِنَّ كَرَمَكَ اَي رَبِّ يجِلُّ عَنْ
بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته‌اي زيرا كرم تو پروردگارا برتر از

مُكافاتِ الْمُقَصِّرينَ وَاَ نَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيكَ مُتَنَجِّزٌ ما
كيفر كردن تقصيركاران است و من پناهنده به فضل توام و از ترس تو به‌سوي خودت گريخته‌ام و درخواست

وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً اِلهي اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً
انجام وعده‌ات را در چشم پوشي از كسي كه خوش گمان به تو است دارم. خدايا تو فضلت و سيع‌تر

وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايسَني بِعَمَلي اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّني بِخَطيئَتي وَما
و بردباري‌ات بزرگتر از آن است كه مرا به كردارم بسنجي يا اينكه مرا به خطايم بلغزاني و چه

اَ نَا يا سَيدي وَما خَطَري هَبْني بِفَضْلِكَ سَيدي وَتَصَدَِّْ عَلَي
هستم من اي آقاي من و چه ارزشي دارم؟ مرا به فضل خويش ببخش اي آقاي من و بر من

بِعَفْوِكَ وَجَلِّلْني بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ سَيدي
با عفو خود نيكي كن و با پرده پوشي‌ات بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگواري ذاتت، آقاي من

اَنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ وَاَ نَا الْجاهِلُ الَّذي عَلَّمْتَهُ وَاَ نَا الضّآلُّ الَّذي
من همان بنده خردسالي هستم كه پروريدي و همان ناداني هستم كه دانايش كردي و همان گمراهي هستم كه

هَدَيتَهُ وَاَ نَاالْوَضيعُ الَّذي رَفَعْتَهُ وَاَ نَا الْخآئِفُ الَّذي آمَنْتَهُ وَالْجايعُ
راهنمايي‌اش كردي و همان پستي هستم كه بلندش كردي و همان ترساني هستم كه امانش دادي و گرسنه‌اي هستم

الَّذي اَشْبَعْتَهُ وَالْعَطْشانُ الَّذي اَرْوَيتَهُ وَالْعارِي الَّذي كَسَوْتَهُ
كه سيرش كردي و تشنه‌اي هستم كه سيرابش كردي و برهنه‌اي هستم كه پوشانديش

وَالْفَقيرُ الَّذي اَغْنَيتَهُ وَالضَّعيفُ الَّذي قَوَّيتَهُ وَالذَّليلُ الَّذي اَعْزَزْتَهُ
و نداري هستم كه دارايش كردي و ناتواني هستم كه نيرومندش كردي و خواري هستم كه عزيزش كردي

وَالسَّقيمُ الَّذي شَفَيتَهُ وَالسّآئِلُ الَّذي اَعْطَيتَهُ وَالْمُذْنِبُ الَّذي
و دردمندي هستم كه درمانش كردي و خواهنده‌اي هستم كه عطايش كردي و گنهكاري هستم كه

سَتَرْتَهُ وَالْخاطِئُ الَّذي اَقَلْتَهُ وَاَ نَاالْقَليلُ الَّذي كَثَّرْتَهُ وَالْمُسْتَضْعَفُ
گناهانش را پوشاندي و خطاكاري هستم كه از او گذشتي و اندكي هستم كه بسيارش كردي و خوارشمرده‌اي هستم

الَّذي نَصَرْتَهُ وَاَ نَا الطَّريدُالَّذي آوَيتَهُ اَ نَا يا رَبِّ الَّذي لَمْ اَسْتَحْيكَ
كه ياري‌اش كردي و آواره‌اي هستم كه جا و مأوايش دادي. منم پروردگارا آن كسي كه در خلوت از تو شرم نكردم

فِي الْخَلاءِ وَلَمْ اُراقِبْكَ فِي الْمَلاءِ اَ نَا صاحِبُ الدَّواهِي الْعُظْمي اَ نَا
و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم. منم صاحب مصيبت‌ها و ماجراهاي بزرگ، منم

الَّذي عَلي سَيدِهِ اجْتَري اَ نَا الَّذي عَصَيتُ جَبّارَ السَّمآءِ اَ نَا الَّذي
كسي كه بر آقاي خود دليري كرده، منم كسي كه نافرماني برپادارنده آسمان‌ها را كرده‌ام. منم كسي كه

اَعْطَيتُ عَلي مَعاصِي الْجَليلِ الرُّشا اَ نَا الَّذي حينَ بُشِّرْتُ بِها
براي نافرماني‌هاي بزرگي كه كرده‌ام رشوه داده‌ام، منم آن كسي كه هرگاه نويد گناهي رابه من مي‌دادند

خَرَجْتُ اِلَيها اَسْعي اَنَا الَّذي اَمْهَلْتَني فَمَا ارْعَوَيتُ وَسَتَرْتَ عَلي
به‌سويش شتابان مي‌رفتم. منم كه مهلتم دادي ولي من به خود نيامدم و بر من پوشاندي

فَمَا اسْتَحْييتُ وَعَمِلْتُ بِالْمَعاصي فَتَعَدَّيتُ وَاَسْقَطْتَني مِنْ عَينِكَ
ولي من شرم نكردم و نافرماني‌ها كردم و از حد گذراندم و از چشم خود مرا انداختي و من اعتنا نكردم

فَما بالَيتُ فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلَتْني وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَني حَتّي كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَني
پس باز هم به بردباري‌ات مهلتم دادي و به پرده پوشي‌ات مرا پوشاندي تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتي

وَمِنْ عُقوُباتِ الْمَعاصي جَنَّبْتَني حَتّي كَاَنَّكَ اسْتَحْييتَني اِلهي لَمْ
و از كيفرهاي گناهان مرا دور داشتي تا به حدي كه گويا از من شرم كردي. خدايا در

اَعْصِكَ حينَ عَصَيتُكَ وَاَ نَا بِرُبوُبِيتِكَ جاحِدٌ وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ
هنگام گناه كه من نافرماني‌ات كردم نه از باب اين بود كه پروردگاري‌ات را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم

وَلا لِعُقوُبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ لكِنْ خَطيئَةٌ عَرَضَتْ
و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاي تو را بي ارزش فرض كردم، بلكه گناهي بود كه پيش آمد

وَسَوَّلَتْ لي نَفْسي وَغَلَبَني هَواي وَاَعانَني عَلَيها شِقْوَتي وَغَرَّني
و نفس سركش نيز آن‌را آراست و هواي نفس نيز چيره شد و بدبختي هم كمك كرد و پرده آويخته

سِتْرُكَ الْمُرْخي عَلَي فَقَدْ عَصَيتُكَ وَخالَفْتُكَ بِجَُهْدي فَالاْنَ مِنْ
(پرده پوشي تو) هم مرا مغرور كرد و در نتيجه تا آنجا كه مي‌توانستم در نافرماني و مخالفت تو كوشيدم، ولي اكنون كيست كه

عَذابِكَ مَنْ يسْتَنْقِذُني وَمِنْ اَيدِي الْخُصَمآءِ غَداً مَنْ يخَلِّصُني
از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداي قيامت چه كسي خلاصم كند

وَبِحَبْلِ مَنْ اَتَّصِلُ اِنْ اَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنّي فَواسَوْ اَتا عَلي ما
و به ريسمان چه كسي چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كني. پس چه رسوايي است براي من

اَحْصي كِتابُكَ مِنْ عَمَلِي الَّذي لَوْلا ما اَرْجوُ مِنْ كَرَمِكَ وَسَعَه
بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصا كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت

رَحْمَتِكَ وَنَهْيكَ اِياي عَنِ الْقُنوُطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَما اَتَذَكَّرُها يا خَيرَ
رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمي‌داشتي به محض آنكه به ياد آنها مي‌افتادم يكسره نااميد مي‌شدم. اي بهترين

مَنْ دَعاهُ داع وَ اَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج اَللّـهُمَّ بِذِمَّه الاِْسْلامِ اَتَوَسَّلُ
كسي كه خواندش خواننده اي و برترين كسي كه اميدش دارد اميدواري. خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم

اِلَيكَ وَبِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ اَعْتَمِدُ اِلَيكَ وَبِحُبِّي النَّبِي الاُْمِّي الْقُرَشِي
و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستي و محبتي كه به پيامبر امي قرشي

الْهاشِمِي الْعَرَبِي التِّهامِي الْمَكِّي الْمَدَنِي اَرْجوُ الزُّلْفَةَ لَدَيكَ فَلا
هاشمي عربي تهامي مكي مدني دارم اميد تقرب به تو را دارم. پس تو انس ايماني مرا مبدل به

توُحِشِ اسْتيناسَ ايماني وَلا تَجْعَلْ ثَوابي ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكَ
وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده

فَاِنَّ قَوْماً آمَنوُا بِاَلْسِنَتِهِمْ لِيحْقِنوُا بِهِ دِمآئَهُمْ فَاَدْرَكوُا ما اَمَّلوُا وَاِنّا
زيرا مردمي بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولي ما

آمَنّا بِكَ بِاَلْسِنَتِنا وَقُلوُبِنا لِتَعْفُوَ عَنّا فَاَدْرِكْنا ما اَمَّلْنا وَثَبِّتْ رَجائَكَ
به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذري. پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را

في صُدوُرِنا وَلا تُزِغْ قُلوُبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ
در دل‌هاي ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دل‌هاي ما را، پس از آنكه هدايت‌مان كردي و ببخش به‌ما از نزد خود

رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ
رحمتي كه به‌راستي تويي بسيار بخشنده. به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه‌ات برنخيزم

وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِما اُلْهِمَ قَلْبي مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَسَعَه
و دست از تملق و چاپلوسي‌ات برندارم چون شناسايي كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده،

رَحْمَتِكَ اِلي مَنْ يذْهَبُ الْعَبْدُ اِلاّ اِلي مَوْلاهُ وَاِلي مَنْ يلْتَجِئُ
بنده به نزد چه كسي رود جز به درگاه مولايش و

الْمَخْلوُُِ اِلاّ اِلي خالِقِهِ اِلهي لَوْ قَرَنْتَني بِالاَْصْفادِ وَمَنَعْتَني سَيبَكَ
مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش؟ خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كني

مِنْ بَينِ الاَْشْهادِ وَدَلَلْتَ عَلي فَضايحي عُيوُنَ الْعِبادِ وَاَمَرْتَ بي
و بازداري از من عطايت را در ميان انظار مردم و رسوايي‌هايم را به چشم بندگانت آري و دستور بردنم را

اِلَي النّارِ وَحُلْتَ بَيني وَبَينَ الاَْبْرارِ ما قَطَعْتُ رَجآئي مِنْكَ وَما
به‌سوي دوزخ صادر كني و ميان من و نيكان حائل گردي، من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و

صَرَفْتُ تَاْميلي لِلْعَفْوِ عَنْكَ وَلا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبي اَ نَا لا اَنْسي
آرزومندي‌ام را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم و من

اَيادِيكَ عِنْدي وَسَِتْرَكَ عَلَي في دارِ الدُّنْيا سَيدي اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا
نعمت‌هايي كه در دنيا به من دادي و پرده پوشي‌هايت را فراموش نمي‌كنم. اي آقاي من، محبت دنيا را

مِنْ قَلْبي وَاجْمَعْ بَيني وَبَينَ الْمُصْطَفي وَآلِهِ خِيرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ
از دلم بيرون كن و جمع كن ميان من و ميان (پيامبرت حضرت) مصطفي(ص) و آلش برگزيدگان خلقت

وَخاتَمِ النَّبِيينَ مُحَمَّد صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وَانْقُلْني اِلي دَرَجَةِ الَّتوْبَةِ
و خاتم پيمبران محمد صلي الله عليه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت

اِلَيكَ وَاَعِنّي بِالْبُكآءِ عَلي نَفْسي فَقَدْ اَفْنَيتُ بِالتَّسْويفِ وَالاْمالِ
به‌سويت برسان و ياري‌ام ده به گريه كردن بر خويشتن، زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها

عُمْري وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الاْيسينَ مِنْ خَيري فَمَنْ يكوُنُ اَسْوَءَ حالاً
گذراندم و درآمده‌ام در جايگاه نااميدان از خير خودم، پس كيست كه بدحال‌تر از من باشد

مِنّي اِنْ اَنَا نُقِلْتُ عَلي مِثْلِ حالي اِلي قَبْري لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتي وَلَمْ
اگر من بر اين حال به‌سوي قبرم منتقل گردم زيرا كه آماده اش نكرده‌ام براي خوابيدنم

اَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجْعَتي وَمالي لا اَبْكي وَلا اَدْري اِلي ما
و فرش نكرده‌ام آنرا به عمل صالح براي آرميدنم و چرا گريه نكنم در صورتي كه نمي‌دانم به چه سرنوشتي

يكوُنُ مَصيري وَاَري نَفْسي تُخادِعُني وَاَيامي تُخاتِلُني وَقَدْ
دچار گردم؟ من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد

خَفَقَتْ عِنْدَ رَاْسي اَجْنِحَه الْمَوْتِ فَمالي لا اَبْكي اَبْكي لِخُروُجِ
در حالي كه مرگ بال‌هاي خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم؟ گريه كنم براي جان دادنم

نَفْسي اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري اَبْكي لِضيقِ لَحَدي اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَر
گريه كنم براي تاريكي قبرم، گريه كنم براي تنگي لحدم، گريه كنم براي سوال نكير

وَنَكير اِياي اَبْكي لِخُروُجي مِنْ قَبْري عُرْياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقْلي
و منكر از من، گريه كنم براي بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را

عَلي ظَهْري اَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يميني وَاُخْري عَنْ شِمالي اِذِ الْخَلائِقُ
به پشتم بار كرده. يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ و هريك از خلايق را

في شَاْن غَيرِ شَاْني لِكُلِّ امْرِئ مِنْهُمْ يوْمَئِذ شَاْنٌ يغْنيهِ وُجوُهٌ
در كاري غير از كار خود ببينم. براي هر يك از آنها در آن روز كاري است كه به خود مشغولش دارد چهره‌هايي

يوْمَئِذ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَوُجوُهٌ يوْمَئِذ عَلَيها غَبَرَةٌ
در آن روز گشاده و خندان و شادمانند و چهره‌هايي در آن روز غبارآلود است و سياهي و خواري آنها را

تَرْهَقُها قَتَرَةٌ وَذِلَّه سَيدي عَلَيكَ مُعَوَّلي وَمُعْتَمَدي وَرَجائي
فراگرفته اي آقاي من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد

وَتَوَكُّلي وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي تُصيبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشآءُ وَتَهْدي
و توكلم و به رحمت تو آويخته‌ام، به رحمت خود رساني هر ه را خواهي و به كرامتت راهنمايي كني

بِكَرامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي ما نَقَّيتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبي
هر كه را دوست داري پس ستايش تو را است بر اينكه دلم را از آلودگي شرك پاك كردي

وَلَكَ الْحَمْدُ عَلي بَسْطِ لِساني اَفَبِلِساني هذَا الْكالِّ اَشْكُرُكَ اَمْ
و براي تو است ستايش براي باز كردنت زبانم را، آيا به اين زبان كُندم سپاس تو را گويم يا

بِغايه جَُهْدي في عَمَلي اُرْضيكَ وَما قَدْرُ لِساني يا رَبِّ في جَنْبِ
با نهايت كوششم در كردارم تو را خوشنود سازم؟ و چه ارزشي دارد زبانم پروردگارا در برابر

شُكْرِكَ وَما قَدْرُ عَمَلي في جَنْبِ نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ [اِلَي] اِلهي اِنَّ جوُدَكَ
سپاس تو و چه ارزشي دارد كردارم در كنار نعمت‌هايت و احساني كه به من كردي خدايا به‌راستي بخشش تو

بَسَطَ اَمَلي وَشُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلي سَيدي اِلَيكَ رَغْبَتي وَاِلَيكَ رَهْبَتي
آرزويم را گسترانيد و شكر تو كردارم را پذيرفت آقاي من اشتياق من به‌سوي تو است و هراسم از تو است

وَاِلَيكَ تَاْميلي وَقَدْ ساقَني اِلَيكَ اَمَلي وَعَلَيكَ يا واحِدي عَكَفَتْ
و آرزو و اميدم به‌سوي تو است و آرزويم مرا به‌سوي تو كشانده و همتم اي خداي يگانه من به‌درگاه تو نشيمن كرده

هِمَّتي وَفيـما عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتي وَلَكَ خالِصُ رَجآئي وَخَوْفي
و در آنچه پيش تو است (جامه) شوقم (دامن) گسترده و اميد خالص و ترسم

وَبِكَ اَنَِسَتْ مَحَبَّتي وَاِلَيكَ اَلْقَيتُ بِيدي وَبِحَبْلِ طاعَتِكَ مَدَدْتُ
ت
نها از تو است و به تو محبتم انس گرفته و دست به جانب تو انداخته‌ام و به ريسمان اطاعت تو بند كردم

رَهْبَتي [يا] مَوْلاي بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبي وَبِمُناجاتِكَ بَرَّدْتُ اَ لَمَ
ترسم را اي مولاي من به ياد تو دلم زنده است و به راز و نياز تو سوزش

الْخَوْفِ عَنّي فَيا مَوْلاي وَيا مُؤَمَّلي وَيا مُنْتَهي سُؤلي فَرِِّْ بَيني
ترسم را تسكين بخشم پس اي مولاي من و اي آرزويم و اي آخرين سرحد خواسته‌ام ميان

وَبَينَ ذَنْبِي الْمانِعِ لي مِنْ لُزُومِ طاعَتِكَ فَاِنَّما اَسْئَلُكَ لِقَديمِ الرَّجآءِ
من و گناهم را كه مانع از ملازمت اطاعت تو است جدايي بينداز و اين خواهشي كه من از تو مي‌كنم به خاطر همان اميد ديرينه اي است

فيكَ وَعَظيمِ الطَّمَعِ مِنْكَ الَّذي اَوْجَبْتَهُ عَلي نَفْسِكَ مِنَ الرَّاْفَةِ
كه به تو دارم و براي آن طمع بزرگي است كه درباره‌ات دارم كه تو رأفت و مهرباني را براي بندگانت بر خود فرض كرده‌اي

وَالرَّحْمَةِ فَالاَْمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَالْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيالُكَ
پس امر و فرمان از آن تو است يگانه‌اي كه شريك نداري و خلايق همگي جيره خوار تو

وَفي قَبْضَتِكَ وَكُلُّشَيء خاضِعٌ لَكَ تَبارَكْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ اِلـهي
و در قبضه اقتدار تو و خاضع درگاه تواند برتري اي پروردگار جهانيان. خدايا

ارْحَمْني اِذَاانْقَطَعَتْ حُجَّتي وَكَّلَّ عَنْ جَوابِكَ لِساني وَطاشَ عِنْدَ
به من رحم كن در آن هنگامي كه حجت و دليلم قطع شود و زبانم از پاسخ تو لال گردد و هوش در هنگام

سُؤالِكَ اِياي لُبّي فَيا عَظيمَ رَجآئي لا تُخَيبْني اِذَااشْتَدَّتْ فاقَتي
بازپرسي‌ات از سرم بپرد. پس اي بزرگ اميدم مرا نوميد مكن در آن هنگام كه سخت نيازمندم و به خاطر

وَلا تَرُدَّني لِجَهْلي وَلا تَمْنَعْني لِقِلَّةِ صَبْري اَعْطِني لِفَقْري
ناداني‌ام مرا از درگاهت مران و براي كم طاقتي‌ام مهرت را از من بازمدار به خاطر نيازي كه دارم به من بده و براي ناتواني‌ام

وَارْحَمْني لِضَعْفي سَيدي عَلَيكَ مُعْتَمَدي وَمُعَوَّلي وَرَجآئي
به من رحم كن اي آقاي من. بر تو است اعتماد و تكيه و اميد

وَتَوَكُّلي وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي وَبِفِنائِكَ اَحُطُّ رَحْلي وَبِجوُدِكَ اَقْصِدُ
و توكل من و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت) اندازم و به جود تو خواهشم را

طَلِبَتي وَبِكَرَمِكَ اَي رَبِّ اَسْتَفْتِحُ دُعآئي وَلَدَيكَ اَرْجوُ فاقَتي
جويم و به كرم تو اي پروردگار من دعايم را آغاز كنم و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود را دارم

وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيلَتي وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامي وَاِلي جوُدِكَ وَكَرَمِكَ
به توانگري تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو به‌پا ايستم و به جود و كرم تو

اَرْفَعُ بَصَري وَاِلي مَعْروُفِكَ اُديمُ نَظَري فَلا تُحْرِقْني بِالنّارِ وَاَنْتَ
ديده بگشايم و به نيكي تو چشم دوزم پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوي مني و در دوزخم

مَوْضِعُ اَمَلي وَلا تُسْكِنِّي الْهاوِيةَ فَاِنَّكَ قُرَّه عَيني يا سَيدي لا
سكونت مده كه تو نور چشم مني اي آقاي من

تُكَذِّبْ ظَنّي بِاِحْسانِكَ وَمَعْروُفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتي وَلا تَحْرِمْني ثَوابَكَ
گمان مرا به احسان و نيكي‌ات دروغ و بي اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم مني و از پاداش نيكي‌ات محرومم مساز كه

 ...........التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 3:56  توسط شروین ناظر  | 

دعای ایام ماه مبارک رمضان

 

 

دعای ایام ماه مبارک رمضان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دعاى روز اول ماه مبارک رمضان 

بسم الله الرحمن الرحیم
 اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات کاران.
 
دعاى روز دوم ماه مبارک رمضان 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.
خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.

 دعاى روز سوم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ.
خدایا روزى کن مرا در آنروز هوش وخودآگاهى را ودور بدار در آن روز از نادانى وگمراهى وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزى که فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان.
 
دعاى روز چهارم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا کن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به کـرم خودت نگهدار  مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان.
 
دعاى روز پنجم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَکَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِکَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.
خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان.

 دعاى روز ششم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِکَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنّکَ وأیادیکَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبینَ.
خدایا وا مگذار مرا در این روز در پى نافرمانیت روم ومزن مرا با تازیانه کیفر ودور وبرکنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهایى علاقه واشتیاق مشتاقان.

 دعاى روز هفتم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.
خدایا یارى کن مرا در این روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبرکنارم دار در آن از بیهودگى وگناهان وروزیم کن در آن یادت را براى همیشه به توفیق خودت اى راهنماى گمراهان

 دعاى روز هشتم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین.
خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

 دعاى روز نهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.
خدایا قرار بده برایم در آن بهره اى از رحمت فراوانـت وراهنمائیم کن در آن به برهان وراههاى درخشانت وبگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان.
 
دعاى روز دهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده مرا در این روز از متوکلان بدرگاهت ومقرر کن در آن از کامروایان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان.

 دعاى روز یازدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.
خدایا دوست گردان بمن در این روز نیکى را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانى  را وحرام کن بر من در آن خشم وسوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان.
 
دعاى روز دوازدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین.
خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش وپاکدامنى وبپوشانم در آن جامه قناعت وخوددارى ووادارم نما  در آن بر عدل وانصاف وآسوده ام دار در آن از هر چیز که مىترسم به نگاهدارى خودت اى نگه دار ترسناکان .
 
دعاى روز سیزدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على کائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساکین.
خدایا پاکیزه ام کن در این روز از چرک وکثافت وشکیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است شدنى ها وتوفیقم ده در آن براى تقوى وهم نشینى با نیکان به یاریت اى روشنى چشم مستمندان.
 
دعاى روز چهاردهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.
خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان
 
دعاى روز پانزدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین.
خدایا روزى کن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان وبگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناکان. 
 
دعاى روز شانزدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین.
خدایا توفیقم ده در آن به سازش کردن نیکان ودورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.

 دعاى روز هفدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.
خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى که نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاکیزگان.
 
دعاى روز هیجدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.
خدایا آگاهم نما در آن براى برکات سحرهایش وروشن کن در آن دلم را به پرتو انوارش وبکار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان

 دعاى روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.
خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش وآسان کن راه مرا به سوى خیرهایش ومحروم نکن ما را از پذیرفتن نیکىهایش اى راهنماى به سوى حـق آشکار .

 دعاى روز بیستم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین.
خدایا بگشا برایم در آن درهاى بهشت وببند برایم درهاى آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل کننده آرامش در دلهاى مؤمنان.

 دعاى روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِکَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.
خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان
 
دعاى روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَکَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِکَ واسْکِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.
خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن برکاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسکنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت کننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان.
 
دعاى روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.
خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه وپاکم نما در آن از عیب ها وآزمایش کن دلم را در آن به پرهیزکارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهکاران.
 
دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین.
خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بیازارد واز تو خواهم توفیق در آن براى اینکه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمایم اى بخشنده سائلان
 
دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.
خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.
 
دعاى روز بیست وششم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وکردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

 دعاى روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.
خدایا روزى کن مرا در آن فضیلت شب قدر را وبگردان در آن کارهاى مرا از سختى به آسانى وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.
 
دعاى روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .
خدایا زیاد کن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات وگرامى دار در آن به حاضر کردن ویا داشتن مسائل ونزدیک گردان در آن وسیله ام به سویت از میـان وسیله ها اى آنکه سرگرمش نکند اصرار وسماجت اصرار کنندگان.

 دعاى روز بیست ونهم ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
خدایا بپوشان در آن با مهر ورحمت وروزى کن مرا در آن توفیق وخوددارى وپاک کن دلم را از تیرگیها وگرفتگى هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

 دعاى روز سى ام ماه مبارک رمضان
 
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّکْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْکَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین.
خدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانى وقبول بر طبق خوشنودى تو وپسند رسول تو باشد واستوار باشد فرعش بر اصل به حق آقاى ما محمد وخاندان پاکش وستایش خاص پروردگار جهانیان است.
 
التماس دعا...
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 3:14  توسط شروین ناظر  | 

اعمال ماه مبارک رمضان

 



اعمال ماه مبارک رمضان



 

 اَعْمال مُشترك ماه مبارک رمضان :


 (بسم الله الرحمن الرحیم )

سيّد بن طاوس روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق
و امام موسى كاظم عليهما السلام كه فرمودند :


مى گوئى در ماه رَمَضان از اوّل تا به آخر آن بعد از هر فريضه:
 
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ، فى عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ
خدايا روزيم گردان حج خانه كعبه را در اين سال و در هر سال
 
ما اَبْقَيْتَنى فى يُسْرٍ مِنْكَ وَعافِيَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ،
تا زنده هستم در آسايش و تندرستى از جانب تو و وسعت روزى
 
وَلا تُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ،
و دورم مكن از اين اماكن گرامى و مشاهد شريفه
 
وَ زِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ،
و زيارت قبر پيامبرت كه درود تو بر او و آلش باد
 
وَفى جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْياوَالأخِرَةِ فَكُنْ لى ،
در همه حاجتهاى دنياو آخرتم پشتيبان من باش
 
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الأَمْرِالْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ،
خدايا از تو خواهم در آنچه بنا هست درباره اش حكم فرمائى
و مقدر كنى در آن فرمان حتمى و مسلم در شب قدر
 
مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ،
از آن تقديرى كه برگشت ندارد و تغيير نپذيرد
 
اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ،
كه مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات ثبت
 
الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ،
فرمايى آن حاجيانى كه حجشان درست
و سعيشان مورد تقدير و سپاس است
 
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ،
و گناهانشان آمرزيده و كارهاى بدشان بخشيده شده است
 
وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ،
و قرار ده در همان قضا و تقديراتت
 
اَنْ تُطيلَ عُمْرى ، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقى ، وَتُؤدِّى عَنّى اَمانَتى وَدَيْنى ،
كه عمر مرا طولانى گردانى و روزيم را فراخ كنى
و امانت و قرضم را اداء فرمائى،
 
آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ

اجابت فرما اى پروردگار جهانيان

 


و مى خوانى عقب نمازهاى فريضه:

 (بسم الله الرحمن الرحیم )

يا عَلِىُّ ياعَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ،
اى والا اى بزرگ اى آمرزنده اى مهربان
 
اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ، الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ،
تويى پروردگار بزرگى كه نيست مانند او چيزى و او شنوا و بينا است
 
وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ،
و اين ماهى است كه آنرا بزرگ و گرامى داشته و او را
شرافت و برترى داده اى بر ماههاى ديگر
 
وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ
و اين ماهى است كه روزه آن را بر من واجب كرده و اين ماه رمضان است
 
الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ
همان ماهى كه قرآن را در آن فرو فرستادى. آن قرآنى كه راهنماى مردم
و نشانه هاى روشنى از هدايت و جدا ساختن (ميان حق و باطل) است
 
وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ،
و قراردادى در اين ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه كردى
 
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،
اى مهربانترين مهربانان
 
فَياذَالْمَنِّ وَلا يُمَنُّ عَلَيْكَ، مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النَّارِ،
پس اى منت دارى كه كسى بر تو منت ندارد منت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش
 
فيمَنْ تَمُنُعَلَيْهِ، وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ

در ميان آنانكه بر آنها منت نهى و داخل بهشتم گردان. برحمتت اى مهربانترين مهربانان

وشیخ كفعمى درمصباح و بلد الأمين و شيخ شهيد
 در مجموعه خود از حضرت رسول صلى الله عليه وآله
 نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود
 هركه اين دعا را در ماه رَمَضان بعد از هر نماز واجبى بخواند
حقّ تعالى بيامرزد گناهان او را تا روز قيامت و دعا اين است:

 (بسم الله الرحمن الرحیم )

اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ،
خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور
 
اَللَّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ
خدايا دارا كن هر ندارى را
 
اللّهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جايِعٍ
خدايا سير كن هر گرسنه اى را
 
اَللّهُمَّ اكْسُكُلَّ عُرْيانٍ،
خدايا بپوشان هر برهنه را
 
اَللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ،
خدايا ادا كن قرض هر قرضدارى را
 
اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ،
خدايا بگشا اندوه هر غمزده را
 
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،
اى مهربانترين مهربانان
 
اللّهُمَّ رُدَّكُلَّ غَريبٍ،
خدايا به وطن بازگردان هر دور از وطنى را
 
اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ،
خدايا آزاد كن هر اسيررا
 
اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِالْمُسْلِمينَ،
خدايا اصلاح كن هر فسادى را از كار مسلمين
 
اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ،
خدايا درمان كن هر بيمارى را
 
اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ،
خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارائى خود
 
اَللّهُمَ غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ،
خدايا بدى حال ما را بخوبى حال خودت مبدل كن
 
اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ،
خدايا ادا كن از ما قرض و بدهيمان را
 
وَاَغْنِنا مِنَالْفَقْرِ،
و بى نيازمان كن از ندارى
 
اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍ قَديرٌ
كه راستى تو بر هر چيز توانائى
 
بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ
برحمتت اى مهربانترين مهربانان

 

ـــــــــــــــــــ
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 4:8  توسط شروین ناظر  |